با سلام به استاد عزیزم جناب آقای بهنام بستان
---
دابوت
د------دانش
ا------ارتباطات
ب----بهره وری
و
ت----تحول
سال پیش دانشگاهی بودم
کافی نت!
تفریط ( این و میگفتن...!!!اما الآن خودم بهش رسیدم)
یه دوست
یه NGO
روانشناسی
و یا یه چیزی بیشتر
1 جلسه مشاوره
یه دوره کلاس های دابوت مقدماتی 2 هفته
و یه روز عصر
من...آقای بستان و....چرخش صندلی....!!!؟؟
قرار شد دوره های مربی گری و شرکت کنم
تو اون سن واسم زیادی بود....خیلی....
خب کلاس های خوبی بود،خیلی خوب ....توی زندگی ام تأثیر زیادی داشت اگرچه من
اون موقع درک نکردم
دابوت یه مکتب فراروان شناختی هست که بنیانگذارش استاد عزیز و بزرگوارم جناب آقای
بهنام بستان هستند.
دابوت یا NSLP برگرفته و چیزی فراتر از NLP هست.
میدونم که احتیاج به توضیحات خیلی بیشتر هست
اما من از وقتی که این کامنت و خوندم هی میخوام یه چیزی بنویسم اما نمی تونم
یه حس هست که من بهش میگم عشق بلاشرط!
و این نمیذاره که من علمی بنویسم
فقط یه چیزی و میدونم
دلم میسوزه
همیشه هروقت و هرجا یه کسی یا یه چیزی بوده که خواسته واسه ایران و ایرانی کاری بکنه نشده!
یعنی نذاشتند.....
دلم میسوزه وقتی میبینم یه نفر با تمام وجود برای بهتر شدن ایران و بهتر زیستن ایرانیان
انقدر تلاش میکنه و همه ی کارهاش به ناکجا ختم میشه
----------------
پ ن :
1- یاد روزی افتادم که استاد داشتند تو کلاس هاله های بچه ها رو می گفتند
خودشون یادم هست که هاله اشون صورتی بود.
وقتی رسید به من استاد یه مکث کردند و گفتند تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
عمرا
و دوباره ...............هاله ی تو طلایی هست....عمرا
--------------------------
نمی دونم جای مقایسه باشه یا نه!
اما چون تو دلم هست میگم
اینجا که کسی نیست بگه اِ نوشین !!!
روز اول که با دابوت آشنا شدم......
کلی حسرت خوردم به تحول یه انسان
اما حالا میبینم که تغییر غیر ممکن نیست
خواستن توانستن است
من کی فکر میکردم که یه روزی بشم مددکار اجتماعی و آسیب شناس جامعه...(به قول
استاد آنتی سوشال)
شاید من هم اگه خواستم یه جایی به کسی کمک کنم از اون موقع براش بگم
بهش بگم که خواستن توانستن است
بهش بگم که نه وجود نداره
هزار بار گفتم باز هم میگم که تجربه رو نمیشه تزریق کرد
اما من گاهی سوزش تجربه ای و که آقای بستان بهم تزریق کرد حس میکنم!
-------------------------------------------------------
نمی دونم چرا بعضی ها چشم ندارن موفقیت دیگران و ببینند
مخصوصا اگر این موفقیت ها جنبه ی مثبت داشته باشه و برای ایران و ایرانی باشه
آدم های خوب زیاد هستند اما آدم های بد خیلی بیشتر
همیشه این آدم خوبه ی قصه هست که گیر آقا گرگه میفته
ولی یادمون باشه که ما همیشه دلمون با آدم خوبه بوده
حتی اگه تو اون قصه گرگ موفق بشه
بعدا برا دیگران آخرش و عوض میکنیم و تعریف میکنیم
یادمون باشه که خوب باشیم
از بدی دوری کنیم
اگر من خوب باشم 1 بد از دنیا کم کردم
--------------------
می خواستم از دابوت بنویسم اما طبق معمول از دلم نوشتم
چو از دل برآید
بر دل نشیند
-----------
اگه می خواید (هیچ اجباری نیست ! باید خودتون درک کنید) این آدرس استاد هست.
http://daboot.persianblog.ir/
من برآنم که در این دنیا
خوب بودن
به خدا سهل ترین کار است.
--------------------------------------------- سال نو
بوی عیدی
بوی توپ
بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره ی نو
بوی یاس جانماز ترمه ی مادر بزرگ
با اینا زمستون و سر میکنم
با اینا خستگیم و در میکنم
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه ی عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تانخورده ی لای کتاب
با اینا زمستون و سر میکنم
با اینا خستگیم و در میکنم
فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه
شوق یک خیز بلند از روی بته های نور
برف کفش جفت شده تو گنجه ها
با اینا زمستون و سر میکنم
با اینا خستگیم و در میکنم
عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
با اینا زمستون و سر میکنم
با اینا خستگیم و در میکنم
بوی بافچه
بوی حوض
عطر خوب نظری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی حوس یه آب تنی
با اینا زندگیم و سر میکنم
با اینا خستگیم و در میکنم
-------
خوش به حال اونایی که بوی اینا رو حس میکنن!!!
من فکر کنم یکی و میشناسم...هی شادو کجایی؟؟؟
-----------------
پ ن : سال نو مبارک
شادو..مونا جونم...یلدایی گلم..مریم خانومی...علی جون...حامد خان..شمشیر زن عزیز...
سال نو مبارک.
.....................................
حس پنهان عزیزم!!
با رفتنت بد غمی تو دلم کاشتی!!!
سفرت بخیر اما تو و دوستی خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را!!
-----------
باشه...فقط چون تو گفتی...
دوست دارم بدون تا واز لای همین دکمه ها
خیلی دوست دارم!